تبليغاتX
مهندسی ادبی
مقالات علمی , ادبی و هنری و گاهی حرف دل
 گر در همه شهر یکسر نیشتر است در پای کسی رود که درویش تر است

امروز میخواهم شاعری را برای شما معرفی کنم که زندگیش را پای اعتقاداتش گذاشت

و برای ازادی تا آخرین نفس جنگید. به قول عطار :

«خاک گورستان را بو کنید،مزار راد مردان را از بوی خون بشناسید»

ونیز لا مارتین نویسنده فرانسوی میگوید: «دسته گل خونین افتخار ، بر گور هر مرد کم مایه ای نخواهد رست»

 

زنده یاد فرخی یزدی

میرزا محمد فرزند محمد ابراهیم سمسار یزدی در سال 1306 هجری قمری1267 ه ش در شهر یزد در خانواده ای متوسط به دنیا آمد.

تحصیلات زیادی نداشت و پس از فرا گرفتن فارسی و مقدمات زبان عربی در مدارس قدیمیه ی یزدبه کسب و کار مشغول شد.در اوایل جنبش مشروطه به جرگه ی آزادیخواهان پیوست و با گفتارها و اشعار انقلابی در برابر ظلم و ستم حاکم مستبد وقت یزد ، ضیغم الدوله قشقاقی ، ایستادگی کرد. در سال 1327 قمری به مناسبت سرودن یک شعر انقلابی به زندان می افتد و به فرمان حاکم یزد ، دهان او را می دوزند.

شرح این قصه شنو از دو لب دوخته ام

تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته ام

فرخی بعد از یکی دو ماه توانست از زندان یزد بگریزد و به تهران بیاید ، در این هنگام 22 سال داشت و با نوشتن اشعار و مقالات تند به زودی مورد توجه آزادیخواهان قرار گرفت و به شهرت رسید.

در دوره نخست وزیری وثوق الدوله با قرارداد 1919 مخالفت کرد و مدتی به زندان افتاد. در زمان کودتای رضاخان 1299 نیز مدتی در زندان بود.

فرخی در سال 1300 شمسی با مشکلات فراوان امتیاز روزنامه «طوفان» را گرفت و با آنکه بارها توقیف شد آن را با نامهای گوناگون منتشر کرد و در آن مقالات و شعرهای انقلابی خود را نشر کرد . روزنامه طوفان از مهمترین و پرفروشترین روزنامه های آن زمان ایران بود و چون از طرف حکومت استبدادی از فروش آن جلوگیری می شد ، فرخی خود آن را در خیابان های تهران با صدای بلند به مردم عرضه می کرد.

«طوفان» در مدت انتشار 15 بار توقیف می شود و پس از چندی با استفاده از امتیاز روزنامه های دیگر منتشر می شود . فرخی در سال 1307 شمسی به نمایندگی مردم یزد انتخاب می شود و در مجلس جزو اقلیت قرار می گیرد و اغلب با وکلای خود فروخته اکثریت در حال مشاجره و منازعه بود . که روزی در داخل مجلس مورد ضرب و شتم قرار میگیرد و میگوید من که داخل مجلس امنیت ندارم در بیرون دگر هیچ و چند روز از مجلس بیرون نیمی اید سپس از ایران به روسیه مهاجرت کرد.و سپس به الما ن رفت.فرخی در مهاجرت نیز اشعار و مقالات انقلابی خود را منتشر می کند تا آنجا که دولت آلمان او را مجبور به ترک برلین می کند . در این هنگام حکومت ایران او را می بخشد و فرخی به ایران باز می گردد و به نشر دوره دوم «طوفان» می پردازد و این بار هم با توقیف روبرو می شود . آخرین شماره روزنامه هفتگی «طوفان» در بهمن ماه 1307 ه ش منتشر می شود.و پس ا ز مدتی گذران زندگی و زندگی در فقر شدید وبا توطئه چینی عوامل رضا خان دوباره به زندان می افتد

 خواب من خواب پریشان خورد من خون جگر

خسته گشتم ای خدا از خورد و خواب زندگی

بهر من این زندگانی غیر جان کندن نبود

مرگ را هر روز دیدم در نقاب زندگی

و پس از تحمل شکنجه های فراوان به طرز مرموزی کشته میشود و در تاریخ ۲۵/۷/ ۱۳۱۸  به گفته پزشک زندان با مرض مالاریا مرگ او ثبت میشود .

از آرامگاه فرخی یزدی اطلاع دقیقی دردست نیست. ولی به احتمال در گورستان مسگر آباد تهران مدفون است.

 

این هم شعر آزادی از فرخی یزدی شاعر لب دوخته

قسم به عزت و قدر و مقام آزادی

که روح‌بخش جهان است ، نام آزادی

به پیش اهل جهان محترم بود آن‌کس

که داشت از دل و جان ، احترام آزادی

چگونه پای گذاری به صرف دعوت شیخ

به مسلکــی کــه نـدارد مــرام آزادی

هــزاربــار بود به ز صبــح استبداد

به روزگار ، قیامت بپا شود آن روز

کنند رنج بران چون قیام آزادی

ز بند بندگی ، خواجه کی شوی آزاد

چو «فرخی» نشوی گر غــلام آزادی

این هم یک شعر

دیشب در انتظارت تا صبح مانده بودم

تاصبح گویی در خواب هم صحبت تو بودم

نیمم به انتظار و نیمم به سر خوشی بود

بیدار بودم آنرا در،خواب دیده بودم

چون مردم سبک سر در انتظار معشوق

گویی که عاشقانرا سرکار دیده بودم

هرچند دوش بگذشت باسختی و ملامت

انگار دوش من به یلدارسیده بودم

من عاشق صدایت با عشوه کلامت

گویی که من درآن شب حوری رسیده بودم

ای ناز من کجایی بر عهد خود وفا کن

رفتی تو دیشب و من کی ارمیده بودم

 

|+| نوشته شده توسط مصطفی در جمعه بیست و هشتم تیر 1387  |
 ماه رجب
 شعری زیبا از شیخ آذری طوسی

روزها باید که تا گردون گردان یک شبی        

عاشقی را وصل بخشد یا غریبی را وطن

هفته ها باید که تا یک مشت پشم از پشت میش   

 زاهدی را خرقه گردد یا حماری را رسن

ماهها باید که تا یک پنبه دانه زآب و گل 

 شاهدی را حله گردد یا شهیدی را کفن

سالها باید که تا یک کودکی از ذات طبع

عالمی دانا شود یا شاعری شیرین سخن

عمرها باید که تا یک سنگ خاره زآفتاب 

 در بدخشان لعل گردد یا عقیق اندر یمن

قرنها باید که تا از لطف حق پیدا شود 

 با یزیدی در خراسان یا اویسی در قرن

ماه رجب با میلاد امام باقر(ع) امد و

 علی(ع) را در سیزدهمین روز خود برای ما به ارمغان آورد

ماهی که مقدمه ماه مهمانی خداست.

 پس بیدار باشید و از این ماه توشه خود را بردارید..........................

..........و پدران مظلومند ..................

پیشاپیش روز پدر مبارک

ای پدر منزلت تو کمتر از مادر نیست           مادران روی بهشت هم تکیه بر تو دارند


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه شانزدهم تیر 1387  |
 
 
بالا