تبليغاتX
مهندسی ادبی - نادر ابراهیمی و کتاب ابن مشغله
مقالات علمی , ادبی و هنری و گاهی حرف دل
 نادر ابراهیمی و کتاب ابن مشغله

سلام امروز مطلبی دارم در مورد کتاب ابن مشغله امیدوارم خوشتان بیاید.

این هم نمونه خطی از نادر ابرا هیمی

یک بار تازه پزشکی از من خواست که برایش یک تابلو (دکتر ...)بنویسم و بیست و پنج ریال بگیرم. نوشتم و بردم تا تحویل بدهم و بیست و پنج ریالم را بگیرم. دکتر گفت ((کتر))ش کج است. من هم کمی عقب رفتم و کمی جلو آمدم و نتوانستم بفهمم کجای ((کتر))ش کج است. اما او تحصیل کرده وبا سواد بودو من کم و بیش بی سواد. ممکن نبود حرف مرا قبول کند.گفتم ((حالا فرض کنیم ((کتر))ش کمی کج باشد. به کجای قضیه بر میخورد؟ تو دکتری مواظب مریض هایت باش چه کار به ((کتر)) کجش داری؟)) اوقاتش تلخ شد و گفت:((به درد نمی خورد.))چانه زد و پنج ریال بخاطر ((کتر)) ازم کم کرد.

این کجی ((کتر))هر گز از خاطرم نمی رود. هنوز هم وقتی تابلو های این همه پزشک را به در و دیوار این شهر بیمار می بینم و به یادآن کتر کج میافتم خنده ام میگیرد.

راستی چرا هیچ مریضی حق ندارد به پزشک بگوید: (( نسخه ای که دادی مرا خوب نکرد.پولم را پس بده! )) یا ((نسخه ات حال مرا فقط کمی بهتر کرد بنا براین نصف پولم را پس بده!)) هیچ میدانید اگر روزی چنین چیزی رسم بشود بدون تردید همه دکتر ها-حتی بیاستعداد ترینشان-به فکر معا لجه ی جدی مریضشان میافتند؟ یعنی قضیه طب و معالجه شکل دیگری پیدا می کند.

..............

توصیه میکنم این کتاب را شما هم بخوانید

((باید ایمان داشت که میتوان بندگی نکرد و زنده ماند.

 به گفت و گو نشستن

گاهی

شاید این ایمان را 

در ما بیافریند ))          نادر ابراهیمی

با نظر خود یاریم کنید. سپاس گذار شما (مصطفی)

و در اخر یک شعر

بیا ای غزالم که از دوریت       

دلم را غبار بیابان گرفت

مثال پرنده پی مادری

سرش را بسوی ستاره گرفت

بیا تا برایت گل افشان کنم

دلی را که ازعشق تو در گل است

دلی را که در انتظار رخت

خیالش بهشت ثریا گرفت

بیا تا که ای دلبر نازنین

ببینم ترا چونکه در این زمین

ندیدم گلی برتر از تو که گل

سرش را ز خجلت به پایین گرفت

بیا ای غزالم که این تن بشست

برای نگاهت دل از جان خویش

ندارد و دارد توان نگاه

ز مستی بمیرد چو دیدن گرفت

بیا که زعشقت دلم آتش است

برای نگاهت دلم سر کش است

ازین آتش خفته در این دلم

((خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت))

|+| نوشته شده توسط مصطفی در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387  |
 
 
بالا