تبليغاتX
مهندسی ادبی - وصال شيرازي
مقالات علمی , ادبی و هنری و گاهی حرف دل
 وصال شيرازي

زندگینامه وصال شیرازی

ابواحمد محمد شفیع ملقب به میرزا کوچک فرزند محمد اسمعیل متخلص به وصال از شعرا و ادیبان و خوش نویسان معروف شیرازی عصر خویش بود. وی از ابتدای جوانی از کار دولتی کناره گیری کرد و به آذربایجان رفت و سپس به شیراز بازگشته دختر میرزا عبدالرحیم شاعر شیروانی را به زنی گرفت. از این ازدواج، وصال شیرازی در سال ۱۱۹۷ به دنیا آمد.میرزا شفیع شیرازی، معروف به میرزا کوچک و متخلص به «وصال» را نیز یکی از بزرگترین شعرای عهد فتحعلی شاه و پسرش محمد شاه می شمارند. وصال علوم متداول زمان خود را نزد دانشمندان عصر، از جمله میرزا ابوالقاسم سکوت، از عرفای نامی، فرا گرفت و نوشتن انواع خط را آموخت و در سایه استعداد ادبی و خط خوب و آواز خوش به محافل انس راه یافت و نخستین اشعار خود را با تخلص «مهجور» تنظیم کر.. دیری نپایید که وصال یتیم شد و پدر مادرش سرپرستی او را برعهده گرفت. پدر مادر نیز پس از دو سال درگذشت و تربیت میرزا کوچک را خالوی او میرزا عبداله تکفل نمود. میرزا عبداله خطی متوسط داشت و از راه نوشتن قرآن امرار معاش می‌کرد.وصال چون به سن تمیز رسید به درویشی و فقر مایل گردید و در طلب مردی کامل بود تا دست ارادت بدامان میرزا ابوالقاسم سکوت زد.وصال با وجودی که سلاطین و فرمانروایان به منادمتش راغب بودند کمتر گرد این گونه مجالست‌ها می‌گشت و از راه کتابت قرآن مجید نیاز مادی خود را برطرف می‌ساخت. وی به فرزندان خود می‌گفت شعر نیکو صنعت است ولی شاعری حرفه زشتی است زیرا آن دریایی از دانش و فنی از حکمت است و این نوعی گدایی . هنگامی که فتحعلی شاه برای بازدید خطه فارس به شیراز رفت، مکارم و فضایل وصال را شنید و وی را به حضور طلبید. وصال قرآنی را که با هفت نوع خط نوشته و در تذهیب و تجلید آن هنرمندی بسیار به کار برده بود، به شاه تقدیم کرد و قصیده ای نیز خواند
گویند شاه وصال را به اسراف در کسب کمال ستود و دو هزار تومان صله داد و سالیانه مبلغی نقد و مقداری جنس مستمری برای وی تعیین کرد..در سن شصت و چهار سالگی چشمش بهآ مروارید مبتلا شد و یکسال نابینا بود. پس از آن طبیبی از کرمانشاه چشمش را میل زد و چشمش معالجه شد. وصال چنان به مطالعه عشق داشت که بعد از معالجه چشم فوراً مطالعه را از سر گرفت و همین امر باعث شد مجدداً نابینا گردد. در سال ۱۲۶۲ به رحمت ایزدی پیوست و در بقعه شاه چراغ در شیراز، در جوار مدفن مرشد خود میرزای سکوت مدفون شد.دیوان اشعار وصال نزدیک به سی هزاربیت دارد.

شعر وصال
وصال در فنون شعر استاد است و در عین تقلید از پیشینیان، صفات اصلی بهترین نمونه های شعر کلاسیک را حفظ کرده است. او مثنوی بزم وصال را در بحر تقارب ساخت و داستان شیرین و فرهاد وحشی را، که ناتمام بود، به قدری خوب و استادانه به پایان رساند که هر منتقد دقیق در تشخیص و بیان تفاوت آغاز و انجام داستان، دچار اشکال می شود. استقبال های زیبا و فراوان وی از غزلیات سعدی نیز همه به دقت و اصابت نظر ممتازند. وصال شاعری است مداح و قصیده سرا و دارای همه صفات یک شاعر درباری او فتحعلی شاه و محمد شاه و شجاع السطنه و فرمانفرما و چندتن از بزرگان فارس را مدح گفته است و دیوانش به قول خود او «انباشته از مدح بزرگان است». با این همه او نیز مانند سلف خود، سید محمد سحاب، بیهودگی شاعری درباری را دریافته بوده و از پیشه ای که در پیش گرفته بود رنج می برده است. اندیشه های نو و مضامین بکر یا آزمایشهای مستقل لفظی در دیوان او نمی یابیم و هر چه دارد انعکاس ماهرانه و استادانه ای از سخن شعرای بزرگ گذشته است و بس. با این وصف خواندن اشعار او لذت هنری بزرگی در خواننده ایجاد می کند و هر سطر از اشعارش، بیتی از شعر استادان کهن را به خاطر می آورد. مرثیه های شورانگیز وصال، که به سبک و روش محتشم کاشانی سروده، بر شهرت ادبی او بسیار افزوده است.

 

يك بيت از وصال

زنهار ميازار ز خود هيچ دلي را  

 كز هيچ دلي نیست كه راهي به خدا نيست

و يك شعر از او

کس نیست که گوید به من ای بیهده گفتار

ای زشت به‌گفتار و به‌کردار و به‌رفتار

این پیشه کدام است که در پیش گرفتی

بر دیده دل نشتر و در پای خرد خار

گشتی ادب‌آموز و بدین گونه سیه‌روز

گشتی سخن‌آرا و بدین‌گونه شدی خوار

چندان که ترا کاست هنر، بیش فزودیش

ای بر همه خواری هنرمند سزاوار

مقدار هنر را بفزودی تو به مقدور

او بیش ز مقدور ترا کاست ز مقدار

دیوان تو انباشته از مدح بزرگان

در کیسه نه درهم بودت هیچ نه دینار

امروز چو بازار ادب سرد ببینی

آخر به چه رو گرم بتازی تو به بازار

 

و يك شعر او در باره زلزله شيراز

چه‌پرسی چه‌گویم که این سال چیست

 سی و نه فزون از هزار و دویست

به خاک‌اندر آمد یکی زلزله

جهان روز محشر شد از ولوله

 ز شیراز آن رشک گلگشت حور

 بساط نشاط و سرای سرور

چه شیراز، آن خاک رامش‌فزا

 همه جای شادی و عیش و نوا

 چه شیراز، آن باغ مینو سرشت

زمان خزانش بهار بهش

 از آن شهر بازار و ایوان و کاخ

 بجا ماند دشتی همه سنگلاخ

يك خبر دربار وصال

قرآن کریم و مثنوی مولانا به خط وصال شیرازی که تاکنون انتشار نیافته‌اند به زودی از سوی کتابخانه ملی ایران چاپ خواهند شد.علی اکبر اشعری، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی و مشاور رئیس جمهور ضمن اعلام این خبردر حاشیه نمایشگاه یاد یار مهربان گفت: قرآن وصال شیرازی یک اثر هنری مذهبی است.

 

 

  و قران:

و البته شما را به سختي هايي همچون ترس‌،گرسنگي

 و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت ها

 بيازماييم و بشارت ده صابران را                                                

((سوره بقره آيه 155))

 

 

 

 و اين هم شعر

در این دنیای وانفسا کسی چشم انتظاری نیست

هم آواز دل زارم دراین دنیا نگاری نیست

«کیم من آرزو گم کرده ای پنهان و سرگردان»

خدایا این چرا باید که ما را غمگسار  نیست

شدم بیمار و بی سامان و ایام شبابم رفت

نمی دانم در این دنیا چرا ما را نجومی نیست

الا ای آنکه داری تو در این دنیا هم آوازی

دعایی کن تو ما را هم که ما را هیچ داعی نیست

هر آنکس را دراین صحرا که دارد روزگاری خوش

دعایی خیر دارد پی که او را غم به دامان نیست

غم عالم همه دارد «مصفا» را به دامانش

درا ین دنیای وانفسا کسی چشم انتظاری نیست

 

|+| نوشته شده توسط مصطفی در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387  |
 
 
بالا